X
تبلیغات
رایتل
قالب وبلاگ
بی هدف
... 

 این دوتا پست زیری رو بخاطر این میزارم چون خوب من یه قولی به شهرزاد جون داده بودم که درست نتونستم عملیش کنم

شهرزاد خانم عزیزم ببخشید که یه مدتی زدم زیر قولم باورکن زیادم تقصیرمن نیست دوستان هم همراهی نکردن خوب .

زندگی چیست؟

شب آرامی بود

می روم در ایوان ، تا بپرسم از خود

زندگی یعنی چه ؟

مادرم سینی چایی در دست

گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من

خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا

لب پاشویه نشست

پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد

شعر زیبایی خواند ، و مرا برد ، به آرامش زیبای یقین

با خودم می گفتم:

زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست

زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست

رود دنیا جاریست

زندگی ، آبتنی کردن در این رود است

وقت رفتن به همان عریانی ؛ که به هنگام ورود آمده ایم

دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟

!!! هیچ

زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند

شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری

شعله گرمی امید تورا، خواهد کشت

زندگی درک همین اکنون است

زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است ، که نخواهد آمد

تو نه در دیروزی ، و نه در فردایی

ظرف امروز ، پر از بودن توست

شاید این خنده که امروز، دریغش کردی

آخرین فرصت همراهی با، امید است

زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک

به جا می ماند

زندگی ،سبزترین آیه، در اندیشه برگ

زندگی ، خاطره دریایی یک قطره ، در آرامش رود

زندگی ، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر

زندگی ، دریایست در اندیشه ماهی ، در تنگ

زندگی ، ترجمه روشن خاک است ، در آیینه عشق

زندگی، فهم نفهمیدن هاست

زندگی، پنجره ای باز ، به دنیای وجود

تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست

آسمان ، نور، خدا،عشق، سعادت با ماست

فرصت بازی این پنجره را دریابیم

در نبندیم به نور ، در نبندیم به آرامش پرمهر نسیم

پرده از ساحت دل برگیریم

رو به این پنجره ، با شوق ، سلامی بکنیم

زندگی رسم پذیرایی از تقدیر است

وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست

زندگی ، شاید شعر پدرم بود که خواند

چای مادرم، که مرا گرم نمود

نان خواهر ، که به ماهی ها داد

زندگی شاید آن لبخندی ست ، که دریغش کردیم

زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت

زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست

لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست

من دلم می خواهد قدر این خاطره را دریابیم.

سهراب سپهری

 

بخند

محسن یگانه

هوس کردم بازم امشب زیر بارون تو خیابون

به یادت اشک بریزم طبق معمول همیشه

آخه وقتی بارون میاد رو صورت یه عاشق مثل من

حتی فرق اشک و بارون دیگه معلوم نمیشه

امشب چشای من مثل ابرای بهاره

نخند به حال من که حالم گریه داره

چراگریه ام نمیتونه رو تو تأثیری بذاره

آره بخند ، بخند که حالم خنده داره

بخند، بخند که حالم خنده داره

این عشق یک طرفه من رو به کشونده تو خیابونا

نمیخوام توی این خلوت کسی دور و برم باشه

نه پلکام روی هم میرن نه دست میکشم از گریه

نه می خوام بند بیاد بارون نه چتری رو سرم باشه

امشب چشای من مثل ابرای بهاره

نخند به حال من که حالم گریه داره

چرا گریه ام نمی تونه رو تو تأثیری بذاره

آره بخند ، بخند که حالم خنده داره

بخند ، بخند که حالم خنده داره

[ چهارشنبه 23 فروردین‌ماه سال 1391 ] [ 20:45 ] [ مهدیه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 18221

  • دانلود فیلم