X
تبلیغات
رایتل
قالب وبلاگ
بی هدف
... 

دوست نداشتم این مطلب رو بذارم ... خالم یه چند وقتیه حالش خوب نیست ایشون خاله بزرگ من هستن ... تا سه روز توی بیمارستان بستری بودنو چون دختر ندارنو عروسم دختر آدم نمیشه مادر من به عنوان همراه با ایشون بودن این سه روز خیلی به همه ی خانواده سخت گذشت چون خاله ای من لاغرهستن و تحمل درد ندارن همه نگرانش بودیم خداروشکر بخیر گذشت اما عوارض این بیماری ناگهانی هنوز همراهشون هست دعاکنید تا بهتر و بهتر بشن دعا کنید ...(برای مادرم و خاله کوچیکم هم دعا کنید چون اون و خاله کوچیکم خیلی زحمت کشیدن) این سه خواهر واقعاً همو دوست دارن چون به خاطر هم فداکاریهای زیادی کردن ،اینجا بود که واقعاً تو دلم گفتم ایکاش منم یه خواهر داشتم تا هیچوقت احساس تنهایی نمیکردم...

زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست

لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست


[ چهارشنبه 23 فروردین‌ماه سال 1391 ] [ 20:48 ] [ مهدیه ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 18433

  • دانلود فیلم